از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،خدا گفت:رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.از خدا خواستم تا شکیباییام بخشد،خدا گفت:شکیبایی زاده رنج و سختی است.شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،خدا گفت:من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.از خدا خواستم تا از رنجهایم بکاهد،خدا گفت:رنج و سختی، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر میکند.از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،خدا گفت:بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالیاما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی.من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت میآفریند از خدا خواستمو باز گفت:من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.از خدا خواستم یاریام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند.و خدا گفت:آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم!
[ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ ] [ 14:37 ] [ shirin ronasi ]
[ ] ثانیه ها......
ما را در سایت ثانیه ها... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:40